کلمات مرتبط(bad blood):بازگشت به واژه bad bloodbad blood
ازردگى ،خشم ،رنجش ،تلخى ،تندى ،زنندگى ،مسموميت خون دراثرعصبانيت ،خصومتکلمات مرتبط(2)
آزردگی، خشم، رنجش، تلخی، تندی، زنندگی، مسمومیت خون دراثرعصبانیت، خصومت.
n.